X
تبلیغات
رایتل

شانس و زندگی

تولد...!

فکر نمیکردم روزی برسه که شب و روز تولدم، انقد ناراحت باشم!

از بدنیا اومدن، یا داشتن شب تولد در تنهایی خودم...

از اینکه یه سال دیگه اضافه شد به سالهای بودن توی این دنیا...

یا از ...



فقط اینکه خوشحالم کنارم تفنگی نیست، یا الکل، یا ...!


امیدوارم با از دست دادن یه سری چیزها، در حال عبور از این مسیر کوتاه و سست و مقطعی، چیزایی که ارزش دارن واسم رو بدست بیارم!


پ.ن.1: خواستم یه عکس مرتبط با تولد بذارم که بیشتر از کیکای خوشگل گیرم نیومد، که اصلا به حال و هوای الان من نمیخورد!