X
تبلیغات
رایتل

شانس و زندگی

کارآموزی و ...!

سلام 

چند تا پروژه توپ گیر آوردم هلو  این اشک شوقه. 

ولی کامله ها.رد خور نداره. 

اوه داشتم با ماشین میرفتم یه دفعه یه یه الاق در گاریشو باز کرد بوقی زدم که نادر شاه در آخرین سفرش به قزوین نزد.  کشیدم اونور سریع ماشینو از اونورم ماشین میامد. خطری بودا.شاخ به شاخ. بعد سریع کشیدم اینور(قبلش گفتم اونور حالا اینور آها حالا قرش بده). 

همونجا مایکلو دیدم. بابا شوماخر دیگه اوووووووه. گفت قلبت کجاس من گشتم نبود.  دیدمش.افتاده بود کنار کاکتوسی که تازه خریده بودم.  

این ترم یه جورایی به تاریخ می پیوندیم. از بس درسا راحته   .

بی خیالش. اینم میگذره.ترم قبل که یادم نمیاد تو طول ترم خونده باشم.همش شب امتحان شد. 

حالا شب امتحانم نمیخوندم.دیگه خیلی ریلکس بودم.بیمارستان و این حرفا هم بود خوب. 

ولی دلیل نمیشه.واقعا نخوندم.شانس آوردم. 

اه فقط این فیزیک کچل اگه یه کم مو داشت اونم مشکلی نبود. 

بیشتر درسا رو نصف نکردم اومدم سر جلسه.مثل بتن و جوشکاری و .... 

استاتیکم که نصف کلاس نفله شدن بنده خداها من فقط ۲ روز استاتیک خوندم . چیز اون زبانو بگو.واااااااااای از کتاب فقط لغتای درس ۱ و ۳ (درس بخون بی ادب)رو خوندم.  

حالا چه با افتخارم میگم.اتگار خوبه. 

همینه دیگه آقایی که ما باشیمو شبا با دوستان و فیلم و این جور چیزا باشیم همینه دیگه. 

البته بایدم باشه ها.ولی یه کمی بخونم دیگه. اه تابستمونم پرید. 

فقط قبل این کارآموزیه(بد )رفتم تکی پایتخت و کلی ولی حال دادا. 

همین.بعد آخر تابستونم احتمال زیاد میرم. یا تهران یا مشهد یا اونجا

بذار امین بیاد کلی برنامه داریم. 

وای اون قولی که داد. دیوونس پسر.همه چی به خودم بستگی داره. یه کم بخونم پریدم.فقط باید زبانمو قوی کنم. وای اگه وایسته با هم بریم چه حالی میده.دیگه هیچ چی بالاتر از این نیس. 

مطمئنم میشه.اونم کجا.مرکز. واااااااااااااااااااااااای هنوز باورم نمیشه. 

اه امیرو محمود و نوید و رضا پیششون نیستم.تیم دارن من نیستم. ای کاش اونجا بودم. 

ولی بازم میرم پیششون. 

خوب.چقد حرف زدم.مخم لهیده شد. 

فعلا بای.